ion

درباره «ارثی،» فیلم ترسناک و پولساز جدیدی از «آریآستر»

دنیایی واقعی اما آکنده از اوهام

فرهنگی /
شناسه خبر: 383794

تماشای فیلم ترسناک و جدید و پر فروش «ارثی» (یا «موروثی») کار سختی است زیرا آری آستر که سناریست و کارگردان این فیلم است، این اثر هنری سرشار از دلهره و مسائل ناشناخته را با الهام گرفتن از رویدادهایی ساخته است که برای خانواده خود او هم رخ داده بود و ابعاد آن گرفتاری‌ها به حدی زیاد بود که استر و اقوامش به این باور رسیدند که به گونه‌ای طلسم و بهتر بگوییم نفرین شده‌اند

ایران آنلاین /    اما اگر بخواهید خلاصه‌ای از قصه فیلم «ارثی» را بگوییم، این است که وقتی «بزرگ» یک خاندان جان می‌بازد، ناگهان یک سری اتفاقات مرموز و تلخ و ویران‌کننده برای سایر اعضای آن روی می‌دهد و آنها هر چه بیشتر جست‌وجو می‌کنند، کمتر در می‌یابند. که ریشه ماجراها در کجاست.  

آری آستر که 32 ساله و متولد شهر نیویورک امریکا است و تمام کارهای قبلی‌اش فیلم‌های کوتاه بوده‌اند و فیلم فعلی‌اش اولین کار بلند اوست، در اواخر اولین ماه از تابستان 2018 می‌گوید: یکی از محسنات پرشمار ژانر هارور (وحشت) این است که می‌توانید یک ماجرای شخصی و آنچه را  متعلق به شما است در چارچوب این ژانر قرار دهید. و از چنین فیلتری عبور بدهید و محصول این ماجرا هر چه باشد، نوعی اختراع و ابتکار از جانب شما تلقی خواهد شد. بواقع باید اعتراف کنم نیروی محرکه عظیمی که مرا به سمت این فیلم و ساخت آن کشید، وقایع زندگی خودم و تجربیات شخصی‌ام بود. درعین حال هیچ‌یک از کاراکتر‌های «ارثی» الگو‌برداری مستقیم از روی شخصیت‌های مشابه در زندگی من نیست و همین مسأله و خیال‌ها و تصورات که به فیلم ضمیمه شد، سبب شد فیلم جدیدم یک زندگی مستقل و مختص خویش بیابد. البته شیاطین درون و بیرون بر این فیلم و آدم‌های آن حکم می‌رانند و فقط من هستم که هنگام تماشای مجدد فیلم به این نتیجه بدیهی می‌رسم که این فیلم پیش از هر کس به من و آرمان‌هایم نزدیک است.
من می‌دانستم چه باید بسازم
خانواده‌ای که در فیلم «Here ditary» می‌بینیم و گرداگرد یک هنرمند زن به‌نام آنی (با بازی تونی کولت) و همسر روان شناس وی به‌نام استیون (گابریل برن) حرکت می‌کند، در اوایل فیلم با واقعه مرگ «بزرگ» خاندان خویش به تألمی عظیم فرو می‌رود و حتی قبل از بروز موارد و نشانه‌های ماوراءالطبیعه می‌توانیم سست شدن بنیادهای آن را به وضوح حس کنیم. هنر آستر و همکارانش این است که حتی پیش از اوجگیری این مسائل منفی حس همراهی بینندگان و نظر مثبت آنها را نسبت به اعضای این خانواده موجب می‌شوند و آستر در این باره اظهار می‌دارد: من «ارثی» را زمانی نوشتم که پیشینه نگارش سناریو 8 تا 10 فیلم بلند دیگر را هم داشتم. در آن زمان‌ها بسیار کوشیده بودم سرمایه دارانی را بیابم که ساخت فیلم‌هایی را از روی این نوشته‌ها موجب شوند و البته آنها را نمی‌یافتم اما همان مسائل سبب شد سناریوی «ارثی» را به گونه‌ای بنویسم که سرمایه‌گذاران و استودیوها برای ساخت آن مشتاق‌تر شوند. و آن قدر موضوع دور از ذهن و پروژه غیر قابل اجرایی به‌نظر نرسند که داستان‌های قبلی من به‌نظر رسیده بودند. اینها مرا واداشت از خودم بپرسم که از ژانر ترسناک چه چیزی را می‌خواهم و کجاهای آن را باید ترمیم کنم و سهم افکار شخصی‌من در این گونه فیلم‌ها چیست و به چه میزان می‌رسد و کدام یک از سنن فیلم چنان مهم‌اند که نمی‌توان از آنها عدول کرد.
به‌ یاد کارهای کلاسیک
آری آستر اضافه می‌کند: این‌چنین بود که به یاد فیلم‌های ترسناک و دلهره‌آور و توأم با موضوعات مرموزی افتادم که در ایام خردسالی و نوجوانی دیده و از آنها تأثیر پذیرفته بودم. به آرامی به یاد فیلم کلاسیک «بچه رزماری» و همچنین «حالا نگاه نکن» و «بی‌گناهان» افتادم که آخری کاری نه چندان مشهور اما بسیار خوب از جک کلیتون است. «کری» ساخته 1976 برایان دی پالما فیلمی بود که مرا بواقع تکان داد و همه این‌ها به من این پیام را می‌رساندند که باید فیلمی بسازم که مردم را با افراد مطرح شده در فیلم و نوع تفکر آنها همسو سازد. ما باید فیلمی را می‌ساختیم که هم یک درام خانوادگی باشد و هم المان‌های ژانر هارور به شکل هوشمندانه‌ای در آن رعایت و اجرا شود، به‌گونه‌ای که بینندگان را پس نزند.
نسخه‌ای که باید کوتاه می‌شد
این چنین بود که زمانی طولانی صرف تنظیم و ترسیم خصوصیات خانواده گراهام شد که نام وصف کوتاه بزرگان آن را در سطور قبلی آوردیم و شامل یک پسر 17 ساله به‌نام پیتر (الکسی دولف) و دختری ناآرام و دچار پریشانی روحی به اسم چارلی (میلی شاپیرو) هم می‌شد. کار این دو نفر بسیار سخت بود زیرا باید در عین جوانی در قالب افراد طوفان‌زده‌ای قرار می‌گرفتند که هم خود‌شان آرامش ندارند و هم آدم‌ها و فضای دور و برشان سرشار از تزلزل و بیم و ناشناختگی است. وقتی نخستین نسخه نهایی فیلم را آماده کردم، دیدم به‌طول 3 ساعت شده و طبعاً باید آن را کاهش می‌دادم، زیرا استودیوهای سازنده و توزیع‌کننده فیلم کاری بسیار کوتاه تر را می‌طلبیدند. افسوس من از این بابت فراوان است زیرا مجبور شدم بیش از 20 صحنه را حذف کنم و همه آنها سکانس‌هایی بودند که معرفی هرچه بیشتر و بهتر کاراکترهای فیلم را موجب می‌شدند. درعین حال معترفم نسخه‌ای که اینک در سطح جهان بر اکران است، همان چیزی است که باید باشد و مردم و مدیران تولید فیلم می‌خواستند. این را هم بگویم که تمامی بازیگران فیلم نیز عالی عمل کردند زیرا از کوچک‌ترین وسایل و امکانات، بیشترین دستاوردها را ساختند.
در مرکز ماجراها
تحت هر شرایطی کاراکتر آنی با بازی حرفه‌ای تونی کولت در مرکز اکثر تحولات قرار دارد و این روابط او با سایر اعضای خاندان است که فیلم براساس آن حرکت و منظور رسانی‌می‌کند. در میان ارتباط‌های او، رابطه او با مادر مرحومش نیز که فقط در برخی صحنه‌های معدود به شکلی بسیار اندک مقابل چشم‌ها قرار می‌گیرد، به تصویر کشیده می‌شود، کنکاش در احوالات و گذشته این خانواده چیزی است که در نهایت موجب سقوط اعضای خانواده می‌شود ولی این کاراکتر تونی کولت است که کلیدی‌ترین وقایع را موجب می‌شود.  این دنیایی حقیقی اما آمیخته با وهم و هراس و چیزهای ناشناخته است.
منبع: Hollywood  Reporter

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.