ion

مرد درستکار رودباری کیف پر از پول توریست عراقی را به او بازگرداند

درس امانتداری خادم نمازخانه+ عکس

زندگی /
شناسه خبر: 374461

خادم نمازخانه بودن افتخاری است که احمد باقری سال‌هاست با آن زندگی می‌کند. مسافران بسیاری هر روز میهمانش هستند تا غبار سفر را پاک کرده و با خواندن نماز دوباره دل به جاده بسپارند. احمد باقری بارها از آزمون‌های مختلف سربلند بیرون آمد و کیف پول و اشیای قیمتی را که مردم به‌خاطر عجله و فراموشکاری در نمازخانه جا گذاشتند به‌دست صاحبان آنها رساند. آخرین آن مربوط به کیف پر از دینار توریست عراقی به ارزش 30 میلیون تومان بود که احمد به دست صاحبش رساند.

ایران آنلاین /خادم نمازخانه بودن افتخاری است که احمد باقری سال‌هاست با آن زندگی می‌کند. مسافران بسیاری هر روز میهمانش هستند تا غبار سفر را پاک کرده و با خواندن نماز دوباره دل به جاده بسپارند. اینجا رودبار است؛ جایی که بسیاری از مسافران شمال آنجا را بخوبی می‌شناسند. نمازخانه قدس این شهر سرسبز و چهره مرد مهربانی که سال‌هاست مقابل این نمازخانه می‌نشیند برای بسیاری از مسافران آشناست. مرد درستکار و امانتداری که خادمی نمازخانه را بهترین هدیه از سوی خدا و افتخاری برای خود و خانواده‌اش می‌داند. احمد باقری بارها از آزمون‌های مختلف سربلند بیرون آمد و کیف پول و اشیای قیمتی را که مردم به‌خاطر عجله و فراموشکاری در نمازخانه جا گذاشتند به‌دست صاحبان آنها رساند. آخرین تصویر امانتداری او مربوط به توریست عراقی بود که کیف پر از دینار و مدارک شناسایی‌اش را جا گذاشت و او که رسم درستکاری را طی سال‌ها فعالیت در پاکبانی آموخته بود این باز نیز کیف را به دست صاحبش رساند. احمد که 57 بهار را پشت سر گذاشته است در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه زندگی گفت: اهل رودبار هستم و این روزها که مصادف با سالگرد زلزله مرگبار رودبار و منجیل است خاطرات تلخ آن روزها دوباره برایم زنده شده است. وقتی چشم باز کردم پدر برای ما از کار و لقمه حلال سخن می‌گفت. وقتی به سن جوانی رسیدم به‌عنوان پاکبان در شهرداری مشغول کار شدم و هر روز قبل از طلوع آفتاب خیابان‌ها و کوچه‌های شهرم را جارو می‌زدم تا مسافران از شهرم به پاکی و تمیزی یاد کنند. بعد از چند سال به‌عنوان آبدارچی در شهرداری مشغول کار شدم و از 10 سال قبل نیزمسئولیت نمازخانه قدس که نمازخانه بین راهی است و مسافران شمال کشور برای استراحت کوتاه و خواندن نماز به آنجا می‌آیند به من سپرده شد.

وی ادامه داد: روز اول وقتی در نمازخانه را بازکردم احساس خوبی داشتم و از اینکه می‌توانستم به نمازگزاران و مسافران خدمت کنم خوشحال بودم. در این مدت همه سعی و تلاش من این بود که همه با خاطرات خوبی شهرم را ترک کنند و در نماز و نیایش مرا هم دعا کنند. صبح زود قبل از اذان صبح در نمازخانه را باز می‌کنم و بعد از تمیز کردن سرویس‌های بهداشتی همه چیز را برای نماز آماده می‌کنم. سال 91 پس از سال‌ها کار در شهرداری بازنشست شدم و قرار بود مبلغ 12 میلیون تومان به‌عنوان سنوات خدمت به من پرداخت شود. آن روز مثل همیشه وقتی برای نظافت نمازخانه رفتم متوجه کیف پولی شدم که داخل آن یک برگ چک حامل به مبلغ 12 میلیون تومان قرار داشت. خودم را یک لحظه به جای صاحب چک قرار دادم و می‌دانستم که او بسیار نگران و مضطرب است. بلافاصله کیف پول را به حراست شهرداری بردم و موضوع را به آنها گفتم. با شماره‌هایی که داخل کیف بود صاحب کیف را پیدا کردند و جالب اینکه او مسافر ترکیه بود و بدون اینکه متوجه گم شدن چک شده باشد به ترکیه رفته بود. مدتی بعد وقتی به ایران بازگشت به شهرداری آمد و کیف پولش را گرفت. 
این خادم نمازخانه ادامه داد: بارها کیف یا گوشی موبایل و لوازم باارزشی مثل ساعت و انگشتر پیدا کردم و تحویل حراست شهرداری دادم. بعد از بازنشستگی هم با افتخار به‌عنوان خادم نمازخانه فعالیت کردم و دوست دارم همچنان به مردم و نمازگزاران خدمت کنم. چند روز قبل وقتی برای تمیز کردن سرویس‌های بهداشتی رفتم متوجه کیف چرمی شدم که در گوشه‌ای افتاده بود. داخل کیف پول های خارجی زیادی به همراه مدارک شناسایی بود. بلافاصله به پسرم زنگ زدم و وقتی او آمد مشخص شد کیف مربوط به یک توریست عراقی است که مقدار زیادی دینار به ارزش 30 میلیون تومان و مدارک شناسایی داخل کیف قرار دارد. این مرد عراقی میهمان کشور ما بود و باید هرچه سریعتر کیف را به او بازمی گرداندم. این مرد عراقی که مقداری زیتون نیز از یکی از مغازه دارهای شهر خریده بود در راه بازگشت وقتی به قزوین رسید متوجه گم شدن کیف شد و در تماس با آن مغازه دار از او خواست تا به نمازخانه بیاید. وقتی همشهری‌ام به نمازخانه آمد به او گفتم کیف را تحویل حراست شهرداری داده ام. ساعتی بعد مرد عراقی به رودبار بازگشت و لبخند او وقتی کیف پر از پول را تحویل گرفت  فراموش نمی‌کنم. چند روز بعد نیز فرماندار رودبار به خانه ما آمد و به خاطر رسم امانتداری ام از من قدردانی کرد.  بزرگترین سرمایه زندگی‌ام همسر و دو پسر و یک دختری است که خدا به من داده است و خادمی مکانی که در آن ذکر خدا گفته می‌شود بهترین هدیه‌ای است که خدا به من داده است. تنها خواسته ام از مسئولان این است که شرایطی را فراهم کنند تا پسرم که تحصیل کرده ولی بیکار است مشغول به کار شود. 

مرد درستکار رودباری کیف پر از پول توریست عراقی را به او بازگرداند  درس امانتداری خادم نمازخانه+ عکس
مرد درستکار رودباری کیف پر از پول توریست عراقی را به او بازگرداند  درس امانتداری خادم نمازخانه+ عکس

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.