ion

کاوه مدنی نگاه کن: دسته تبر از جنس ماست

اجتماعی /
شناسه خبر: 347907

اگر بگویم برخی از همکاران و محیط زیستی ها را پس از 14 سال در این ماجرا شناختم، گزافه نگفته ام. کسانی که پای کاوه مدنی به پردیسان نرسید، تیشه شان را برای ریشه اش تیز کردند. کسانی که من هم به عنوان یک روزنامه نگار این حوزه پشت کارهایشان ایستاده بودم. همین طور که امروز پشت فعالیت های کاوه مدنی در قامت معاون پردیسان ایستادم. فکر می کردم آنها هم محیط زیست را بی بهانه و بی مایه می خواهند.

ایران آنلاین /زهرا کشوری –روزنامه نگار

کاوه مدنی رفته است و حالا بهتر می شود از او نوشت...به کار کردن با کاوه مدنی افتخار می کردم؛ هرچند که نشد. در نقطه ای که او پیشنهاد داده بود، نمی توانستم مفید باشم به دلایل زیادی.. من عاشق نوشتن ام و عاشق محیط زیست. دو_سه سالی میشد که روزنامه ای برای نوشتن از محیط زیست نداشتم، هرچه نوشتم از میراث فرهنگی بود. هرگز خوشحالی خودم را از اینکه می توانستم جزو تیم کاری مدنی باشم، پنهان نمی کنم. اینکه بهانه ای باشد برای دوباره نوشتن از محیط زیست. دلایل دیگری هم دارم. او آدم جمع کردن گروه های کارآمد بود. همین الان بروید و حال و روز معاونت آموزش و پژوهش بعد از مدنی را ببینید. ببینید چه حال بدی دارند این روزها. اما از بد روزگار می دانستم که نمی توانم مفید باشم. او روابط عمومی سازمان محیط زیست را به من پیشنهاد داد. قبل از اینکه بگوییم نه، با دو نفر مشورت کردم. گفتند موقعیت وسوسه برانگیزی ست. دلایلم را گفتم و اینکه نمی توانم مفید باشم اما نمی دانم واکنش کاوه مدنی چیست! دوستی گفت: منت کاوه مدنی را از سرت بردار. شرایط سخت جلوی پایش بگذار. مثلا حقوق بالا بخواه. سازمان پولی ندارد و مساله خود به خود منتفی می شود... نمی توانستم. هرگز نتونسته ام حرف دیگری را بزنم تا حرفی که باید را نزنم. نگفتن اصل ماجرا به کاوه مدنی شریف و متین که دیگر ظلم مضاعف بود. به کسی که صادقانه و بعد از حکم کلانتری به تو پیشنهاد همکاری داده بود. همه دلایلم را گفتم. برای او قابل قبول نبود به گمانم(شاید) اما قابل احترام. مثل همیشه گفت:«می فهمم.درک می کنم.». ویژگی ای که همکارانش همین دیروز از آن یاد کردند. او هرگز اهل تحکم و دستور نبود. اهل مشورت بود. اهل همگرایی. همین ویژگی هم از یک معاونت، یک جمع دوستانه ساخت. چیزی که در سازمان ها و نهادها و ارگان های ما کیمیایی دست نیافتنی ست. این را من نمی گوییم. بروید پردیسان و ببینید. حرف های دیگری هم دارند. شاید همین ویژگی او باعث شد تا اگر جایی می توانستم و در راستای کمک به طرح های صد روزه معاونت کاری از دستم بر می آمد، دریغ نکنم. کار زیادی از دستم برنیامد. من بودم و همین توییتر. همین را هم برنتافتید دوستان. بزرگواری پیغام داد:«280 کاراکتر توییتر را خرج چالش کاوه مدنی نکن.»

اگر بگویم برخی از همکاران و محیط زیستی ها را پس از 14 سال نوشتن از محیط زیست، در این ماجرا شناختم، گزافه نگفته ام. کسانی که پای کاوه مدنی به پردیسان نرسیده، تیشه شان را برای ریشه اش تیز کردند. کسانی که من هم به عنوان یک روزنامه نگار این حوزه پشت کارهایشان ایستاده بودم. همین طور که امروز پشت فعالیت های کاوه مدنی در قامت معاون پردیسان ایستادم. فکر می کردم آنها هم محیط زیست را بی بهانه و بی مایه می خواهند. مثل من روزنامه نگار که به حقوق بخور و نمیر روزنامه نگاری و جفاهای آن دل بسته و نگفته ام تا به امروز چه کشیده ام در این وادی.

از ‌برخی از محیط زیستی ها می گویم. از همان ها که بعد از مدتها یادم کرده بودند. از همان ها که در تمام این دو سال نپرسیده بودند چرا دیگر در حوزه محیط زیست نمی نویسی؟ می خواستن اطراف مدنی خالی باشد و بلاخره تو در جایی قرار گرفته بودی که آنها یادت کنند. از آنهایی که طرح 100 روزه کاوه مدنی را در فضای مجازی سلاخی کردند و در خفا نامه زدند به معاونت او که ساماندهی آن طرح را به ما بسپار. از آنها که خود را محیط زیستی می دانستند و با زبان غریبی حرف می زدند. همانها که خود را فعال محیط زیست می دانستند و دامان ملکه انگلیس را به کاوه مدنی نشان دادند. همان کانال دارهایی که می دانستند قرار نیست در آن جایگاه قرار بگیرم اما بازهم آن را بهانه ای کردند برای زدن. کاوه مدنی از خودی ها کم نخورد. از خودی هایی که امروز یا سکوت کرده اند یا قلم به دفاع از او برداشته اند. بدتر از آن، کسانی هستند که همچنان از راه دور او را می زنند.

کاوه مدنی نگاه کن: دسته تبر از جنس ماست...

و... حالا کاوه مدنی رفته و محیط زیست مانده است برای شما. چقدر سخت می شود به شما اعتماد کرد دوست عزیز.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.