ion

نقش مناسبت های تقویمی در نشر ارزش های دفاع مقدس

سؤال‌هایی که باید از خود پرسید

پایداری /
شناسه خبر: 339541

سال که به پایان خود نزدیک می‌شود ذهن آدمی محاسبه و یادآوری و حساب و کتاب می‌کند. چه کردیم در سالی که گذشت؟ چگونه گذشت و چگونه گذراندیم؟ ناخودآگاه با خود خلوت می‌کنیم و به یاد می‌آوریم. تلخی‌ها و شیرینی‌ها را برای خودمان برمی‌شماریم.

ایران آنلاین /سال که به پایان خود نزدیک می‌شود ذهن آدمی محاسبه و یادآوری و حساب و کتاب می‌کند. چه کردیم در سالی که گذشت؟ چگونه گذشت و چگونه گذراندیم؟ ناخودآگاه با خود خلوت می‌کنیم و به یاد می‌آوریم. تلخی‌ها و شیرینی‌ها را برای خودمان برمی‌شماریم. سال 96 آخرین نفس‌هایش را می‌کشد. در خود و برای خود از عید سال گذشته شروع می‌کنیم و همین طور ماه به ماه و هفته به هفته جلو می‌آییم و با یادآوری آنچه گذشت، خوبی‌ها و بدی‌ها، کاستی‌ها و فزونی‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌ها را ردیف می‌کنیم و...

تقویم‌ها اعتباری‌اند ولی گریزی از آنها نیست. تقویم‌ها ریشه در ماهیت طبیعت دارند. طبیعتی که روز و شب و ماه و فصل را برای بشر عرصه زیستن قرار داده است. بشر با تقویم و با حساب و کتاب ایام برای زیستن و تأمل در زیستن و جست‌و‌جوی خوب زیستن تلاش می‌کند. سال 97 از جهت تقویمی دو اعتبار با خود دارد. یکی چهلمین سال انقلاب اسلامی است و دیگری سی‌امین سال پایان جنگ تحمیلی...
این اعتبارها مثل تابلویی است که در جاده زندگی علائمی را پیش روی روندگان قرار می‌دهد تا در آن مسیری که در حال طی کردن هستند، با تأمل و دقت پیش بروند. سی سال از پایان جنگ تحمیلی و بر زمین گذاشتن اسلحه‌ها می‌گذرد. در این سی سال هزاران هزار اثر هنری و کتاب و چه و چه برای زنده نگه داشتن آن هشت سالی که در مقابل دشمن بعثی پایداری کردیم، منتشر شده است. هر سال در مناسبت‌های مختلف، در سالگرد شهادت شهیدان، در ایام مختلف بزرگداشت، نکوداشت، جشنواره، نشست، همایش ها و... برگزار می‌شود. سازمان‌ها و بنیادها و مراکز مختلفی به طور مستقیم مسئولیت ترویج و گسترش فرهنگ و تاریخ و ارزش‌های دفاع مقدس را بر دوش دارند. هزاران نفر در جای جای ایران، در استان‌ها و شهرستان‌ها مشغول‌اند و کار و بارشان گسترش و انتشار فرهنگ دفاع مقدس است. افراد بسیاری در مسندهای مختلفی نشسته‌اند تا گسترش و فراگیری این فرهنگ را مدیریت کنند. بودجه‌ها و امکانات بسیاری هر سال در نظر گرفته می‌شود و صرف این فرهنگ می‌شود. فرهنگی که حالا پس از 30 سال نامش برای همه آشنا است و کسی درباره آن ابهامی ندارد. هر آنچه در آن 8 سال اتفاق افتاد، از کوچکترین رویدادها تا بزرگترین حادثه‌ها و وقایع، همه آنانی که در آن 8 سال سهمی در جنگ داشتند، هر کدام جزئی از این فرهنگ هستند و بی‌شک در این سی سال کم در باب این فرهنگ گفته و منتشر نشده است و مردم از کوچک و بزرگ با این فرهنگ آشنا هستند. از آن شنیده‌اند و درباره آن خوانده‌اند و در پیرامون آن ساعت‌ها فیلم و تصویر و چه و چه تماشا کرده‌اند. با این همه براستی جامعه ما چه نسبتی با فرهنگ دفاع مقدس دارد؟ بعد از سی سال کاش مجالی فراهم شود تا همه آنانی که دستی در گسترش و ترویج فرهنگ دفاع مقدس دارند، یک بار از خود این سؤال را بپرسند. این پرسش با ماهیت فرهنگ دفاع مقدس نسبت دارد.
اصلاً می‌توان این گونه پرسید که براستی چه اصراری است که یاد و نام شهدا را زنده نگه داریم؟ آیا جز این است که سیره و سلوک آنان فراگیر شود؟ خب آیا وقت آن نرسیده است که یک بار از خودمان بپرسیم که رفتار و منش افراد این جامعه چه قدر شبیه رفتار همان‌هایی است که منش و روش‌شان را ترویج می‌کنیم؟ بنیان و اساس شهادت یعنی ایثار و شهید مصداق تام و تمام ایثار است. خب براستی چه قدر ایثار و ازخودگذشتگی و خود را کنار کشیدن به خاطر دیگری و منافع خود را ندیدن و دیگری را به خود ترجیح دادن در جامعه ما رواج دارد؟ از اخلاص و یکرنگی و صفای باطنی آدم‌ها در آن سال‌ها چقدر در این سال‌ها به چشم می‌آید؟ نمی‌خواهم یک سره تیره و تار تصویر کنم ولی بعد از سی سال بد نیست که درنگی کنیم. از خود پرسش کنیم و خود را به محاکات دعوت کنیم و با خود به گفت‌و‌گو بنشینیم که چه کردیم و چه نکردیم؟ چگونه از شهدا و از جبهه‌ها و از ایثارگران گفتیم و نوشتیم و فیلم ساختیم که حالا جامعه ما کمترین نسبت را با فداکاری و اخلاص و یکرنگی و ازخودگذشتگی و بی‌ادعایی دارد؟ براستی این انبوه منیت‌ها و خودبزرگ بینی‌ها در بین اهل سیاست چه نسبتی با فرهنگ و ارزش‌هایی دارد که در آن سال‌ها حکمفرما بود؟ چرا این فرهنگ تأثیری که باید می‌گذاشت نگذاشته که جامعه ما این چنین دچار معضلاتی است که بیشترینش به خاطر نالایق‌هایی است که بر مسند نشسته‌اند و هر روز خبر فساد و تباهی‌شان از جایی به گوش می‌رسد. مگر می‌شود جامعه‌ای اساس و بنیادش بر ایثار و فداکاری باشد و در آن جامعه کسی شب گرسنه سر بر بالین بگذارد؟
مگر در این سی سال گذشته این همه از شهدا و از ایثار و فداکاری‌شان نگفتیم؟ پس چرا ایثار و ازخودگذشتگی رنگ باخته و معنایی ندارد در جامعه‌ای که فقیر فقیرتر می‌شود و غنی غنی تر. این همه فقر عریان حاصل چیست؟ حتماً حاصل بی‌عدالتی است و جامعه‌ای دچار بی‌عدالتی و ظلم می‌شود که اهل ایثار و ازخودگذشتگان را به حاشیه
 رانده باشند.
... و من از خود می‌پرسم که نکند مسببان و بانیان این انبوه تبعیض و بی‌عدالتی سرِ ما را به ترویج و گسترش و گفتن و شنیدن از فرهنگ دفاع مقدس گرم کرده باشند و‌ای بسا و بودجه و امکاناتی هم بدهند و...
 از خود می‌پرسم نکند این فرهنگی که به قیمت خون هزاران هزار آدم مظلوم و باصفا و مخلص به دست آمده است، بازیچه دست عده‌ای شود که برای بقا و ماندن خود بر مسند و مکیدن خون مردمان محروم از هیچ کار و از هیچ ترفندی ابایی ندارند؟ بعد از سی سال از پایان جنگ کاش درنگی کنیم و مشتی از این پرسش‌ها را پیش روی خود بریزیم و به‌دنبال پاسخ‌شان باشیم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.