ion

«محسن چاوشی» قطعه جدیدی را با شعری از «حسین پناهی» منتشر کرد

مدیریت تغییر در تربیت مخاطبان موسیقی

فرهنگی /
شناسه خبر: 314866

محسن چاوشی از آن نام‌هاست که نمی‌توانید روشن‌شدن تکلیفتان را با او به تعویق بیندازید؛ همین حالا لحظه‌ای خواندن این سطرها را رها کنید و به خودتان پاسخ بدهید که چه ربطی به او و موسیقی‌اش دارید؟ در هر سطح و سلیقه‌ای که هستید، موسیقی او، چه جایگاهی نزد سلیقه‌های شما و چه منزلتی در موسیقی پاپ دارد؟

ایران آنلاین /  مطمئنم هنوز دارید خواندن این یادداشت را ادامه می‌دهید و دست نگه نداشته‌اید تا بروید و پاسخی برای این پرسش‌ها پیدا کنید. چرا؟ چون گمان می‌کنم کم‌تر کسی باشد که طی 10-15سال اخیر به این نام فکر نکرده و تکلیفش را با او روشن نکرده باشد. به هر حال در این سال‌ها یکجا پرسش شما را گرفته است... دست کم یک بار هم که شده تن داده‌اید به جادوی حنجره‌ای زخمی که راوی تلخکامی‌ها و شادی‌های‌مان بوده است. میدانی که تحت مغناطیس اوست، چنان گسترده است که حتماً یک بار هم که شده در راستای ارتعاشات آن قرار گرفته‌اید. بنابراین شما خواسته یا ناخواسته مخاطب جنسی از موسیقی پاپ بوده‌اید که محسن چاوشی آن را برساخته است. چه جنسی؟ عرض می‌کنم.

«ارتقای سطح سلیقه مخاطب»؛ این کلیشه نخ‌نما را بارها شنیده‌اید هر چند کمتر تجربه کرده‌اید. گزاره‌ای که بیشتر در حساب سخن مدیران هنری است تا در کار هنر. اساساً ما در رابطه با این شعار، حد و حدود معینی را نتوانسته‌ایم ترسیم کنیم؛ به عبارت بهتر، نتوانسته‌ایم برای اجزای آن، تعاریف متعین و کارکردگرایی پیش روی قرار دهیم. مخاطب کیست؟ سلیقه چیست و سطح و عمقش کجاست و منظور از ارتقا کدام است؟ گاهی اما پیش می‌آید که برای ترسیم مرزها و تعاریف، مصادیق‌اند که کارمان را راحت می‌کنند تا کاری به تئوریزه‌کردن ایده‌آل‌ها نداشته باشیم. لحظه‌ای به نسبت موسیقی پاپ و شعار گل‌درشت پیش‌گفته فکر کنید... کم‌تر هنرمندی در این موسیقی توانسته زیست شنوایی مخاطبان‌اش را طی گاهشمار زندگی‌اش با تغییر و تحولاتی روبه‌رشد همراه کند. ممکن است بسیاری از خواننده‌ها و آهنگسازهای موسیقی پاپ، چندین سال در اوج کار هنری‌شان، مخاطبان مشخصی را با سلیقه‌ای راست کار خودشان همراه کنند اما آیا در این میان کسی بوده بتواند مخاطبی گسترده را از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر برساند؟ مرور شیوه‌های مختلف همراهی مخاطبان چاوشی با آثار او، نشان می‌دهد طیف مخاطبان او، هم تغییر کرده‌اند و هم افزایش یافته‌اند. حتماً بوده‌اند هنرمندانی که توانسته‌اند به‌مرور بر تعداد مخاطبانشان بیفزایند اما کمتر کسی است که توانسته باشد نه‌تنها همان حجم از مخاطبان پیشین را راضی نگه دارد بلکه بتواند پروژه تغییر تربیت شنوایی بسیاری از مخاطبان بالقوه موسیقی‌اش را همگام با ایده‌های موسیقایی جدیدش مدیریت کند.
بروز این پدیده در مغناطیس موسیقی امروز، سبب‌ساز ظهور سه وضع درهم‌تنیده شده که مثلثی مبارک را ساخته‌اند؛ نخست اینکه خود محسن چاوشی، مدل تازه‌ای از خواندن را به موسیقی پاپ پیشنهاد کرده، دوم اینکه کار او منجر به تغییر طراحی مدل‌های متنوعی از موسیقی پاپ شده و سوم و مهم‌تر اینکه دستاورد شخصی او، راهکار جدیدی را پیش روی مارکت خواننده‌ساز موسیقی پاپ نهاده است؛ چرا که او توانسته هم مخاطبان ابتدایی‌اش را که دل‌بسته به آثار نخستینش بودند حفظ کند، هم هواداران دیگر موسیقی‌ها را جذب آثار متأخرتر خود کند و هم اینکه مخاطبان آثار نخستینش را با رویکردهای جدی‌تر و تازه‌تری همراه کند.
چاوشی پس از تجربه مدل‌های مختلف و تجربه شعرهای متنوعی از حسین صفا تا مولانا، در تازه‌ترین اثرش، یکی از فرازهای کارنامه زنده‌یاد حسین پناهی را خوانده است؛ «عموزنجیرباف» را بشنوید تا همه این‌ تحلیل‌ها را یکجا برای خودتان تجزیه کرده باشید!/روزنامه ایران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.