ion

تراژدی زیست آدمی در دنیای امروز

نگاه علی اصغر مصلح به مجموعه عکس های «خانه ای که در آن دوستت دارم»

اندیشه /
شناسه خبر: 313549

دکتر علی اصغر مصلح، معتقد است که مساله زمانِ ما تنها جستجوی خانه نیست؛ پرسش از امکانِ خانه‌داری است. آیا اساساً خانه ای هست که انسان در آن سکنی گزیند یا خیر؟ به همین جهت است اگر در گذشته تراژدی آدمی، گم کردن خانه و جستجوی آن بود، تراژدیِ امروز، رویارو شدن با اصل پرسشِ وجود خانه است.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

نمایشگاه عکس «خانه ای که در آن دوستت دارم » بهانه ای شد تا دکتر علی اصغر مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تاملی اندیشه ای بر مفهوم خانه داشته باشد. او اخیرا در این خصوص ( مفهوم خانه) ، یادداشتی را در سایت انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران منتشر کرده است که در ادامه می خوانید:

***

تراژدیِ امروز، رویارو شدن با اصل پرسشِ  از وجود خانه است

«خانه» بیش از هر واژه دیگر با «وطن» خویشاوند است. به همین جهت "حقیقت" در اغلب فرهنگها در دو صورت "وطن" یا "خانه" تمثّل یافته است. خانه در کلام بسیاری از بزرگان فرهنگ ها، تمثّل حقیقت است و جستجوی "خانه"، جستجوی "حقیقت" بوده. مهمترین گمشدۀ آدمی در همه دوران خانه بوده و در هر فرهنگی به گونه ای، رسیدنِ به خانه‌ای قصد شده است. خانه‌ها و وطن‌ها گاه آرمان‌شهرهایی بوده که آدمی با تصورِ سکنی گزیدن در آن آرامش می‌یافته است. از مدینه فاضله افلاطون تا نیروانای هندیان و شهرخدای آگوستین هر کدام به گونه ای، خانه‌ای برای جستجو بوده‌اند.

با تفکر مدرن تصور خانه، به خانۀ رویِ زمین و در شهر تبدیل شد و خانه‌ها  و وطن‌های مألوفِ متفکران و شاعران مدرن در متن تاریخ یا زندگی روزمره فرود آمد. اما با نیچه هرگونه "خانۀ حقیقت" مورد پرسش قرار گرفت و واژگون شد. نیهیلیسمِ نیچه واژگونی خانه‌هایی است که انسان در طول تاریخ درصدد یافتن آنها بوده. به همین جهت است که هیدگر تعبیر بی‌خانمانی را به گونه ای به جای نهیلیسم بکار می‌برد.

در زمان معاصر، ما با دوگانۀ ویژه‌ای روبرو هستیم: "واژگونی خانه" یا "امید به بازگشت به دورانی که خانه جستجوکردنی بود". نیچه به هنر و بازآفرینی "خانه" دعوت می‌کند. اما هیدگر با توصیفِ روزگار "دیگر نه و نه هنوز" زمانه را زمانۀ انتظار یافته است. در تمام این کوششها، موضوع خانه و وطن است. مساله زمانِ ما تنها جستجوی خانه نیست؛ پرسش از امکانِ خانه‌داری است. آیا اساساً خانه ای هست که انسان در آن سکنی گزیند یا خیر؟ به همین جهت است اگر در گذشته تراژدی آدمی، گم کردن خانه و جستجوی آن بود، تراژدیِ امروز، رویارو شدن با اصل پرسشِ وجود خانه است. نسبت انسان با "خانه"، آئینه‌ای برای درک تاریخِ تراژدیِ زیستن آدمی است.

تعابیری چون "خانه ای که در آن دوستت دارم" نشانه هایی از بازگشت به جانمایه تراژدی های گذشته و بویی از رویارویی با اصلِ پرسشِ "امکانِ وجود خانه" را در خود دارد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.