ion

گفت‌وگو با پروفسور رابرت بی‌.تالیسه (استاد فلسفه دانشگاه واندربیلت آمریکا)

در مناظره‌های سیاسی، از چه شیوه‌‌ای برای تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده می‌شود؟

اندیشه /
شناسه خبر: 312696

یکی از تکنیک‌ها برای پیروزی در مناظره، تکنیک «اظهارنظر شک‌اندیشانه» است؛ به طوری که فرد در پاسخ به اظهارنظر یک سیاستمدار سخن او را بدون هیچگونه اطلاعات و تحلیل منطقی تنها با شک و تردید سؤال‌وار تکرار می‌کند و دیگران را از باور به آن باز می‌دارد. این مانور جالبی است، چون شما به طرف صحبت چیزی نمی‌گویید، بلکه تنها با زیر سؤال بردن او مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهید.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

«گفتمان سیاسی» چارچوب یا پارادایمی است که افراد و جناح‌های مختلف حول آن به مناظره، بحث و انتقاد می‌پردازند. در این میان، ورود به گفت‌وگو و تبادل‌نظر به قدرت تعقل و منطق نیاز دارد که در اینجا دیوید ادموندز، از مؤسسان وب‌سایت Philosophy Bites در گفت‌وگو با پروفسور رابرت بی.تالیسه، فیلسوف امریکایی و مدیر بخش فلسفه دانشگاه واندربیلت آمریکا به شرح آن می‌پردازد.

***

*چرا «مناظره» در عرصه سیاست اهمیت دارد؟

انسان مدرنِ دموکرات در کل تمایل به مناظره دارد؛ یعنی می‌خواهد مخالفت خود را ابراز کند، مسائل را کشف کند، دیدگاه دیگران را نقد و ارزیابی کند. اما وقتی از جنبه سیاسی، بویژه در چارچوب دموکراسی، به این پدیده می‌نگریم، باید فرایندهای مختلفی را همچون رأی‌گیری، ایجاد کمپین و رفتارهای گوناگون را در نظر بگیریم. علاوه بر این، اگر بخواهیم کمی فراتر از آن بیاندیشیم، دموکراسی نوعی سازمان‌دهی زندگی‌های سیاسی حول محور قوانین و شرایطی است که خود ما نیز جزئی از آن باشیم.

در این جریان، انتظار می‌رود دولت در برابر انتقادها نسبت به قوانین و سیاستگذاری‌ها، منطقی و پاسخگو باشد. به این ترتیب «منطق» اصل کلیدی مسؤلیت‌پذیری، حقانیت و تصمیم‌گیری در عرصه سیاست است. یکی از روش‌هایی که می‌توانیم «منطق» را به کار گیریم، تبادل‌نظرها و مناظره است.

 

---

*چه عواملی می‌تواند منطق مناظره را به انحراف بکشاند؟

کسانی که اندکی علم منطق را بشناسند می‌دانند موارد زیادی مانند مغلطه، همسو نبودن نتایج با فرضیات و حمله در پاسخ به اظهارنظر دیگران می‌تواند مناظره را به انحراف بکشاند. اما در منطق دموکراسی قصد ما این است که با استدلال یکدیگر را متقاعد کنیم.

پس، ممکن است در مناظره، گفت‌وگوی دو طرف طوری جهت داده شود که طرف سوم (برای مثال مردم و جامعه) علیه یک فرد یا جناح تحریک شود. اگر یکی از طرفین اشتباهی در سخنان خود داشته باشد، مخاطبانی که از طریق رسانه‌ها در جریان مناظره قرار می‌گیرند، دائما غلط‌ها را تصحیح می‌کنند و این می‌تواند از جنبه سیاسی به ضرر آن فرد و جناح سیاسی تمام شود. بنابراین، مناظره زمانی به نتیجه می‌رسد که ابتدا مشکلات گفت‌وگو رفع شود.

*آیا گفت‌وگوهای سیاسی و مناظره‌‌ها بیشتر در معرض انحراف از اهداف منطقی هستند؟

بله، یکی از نمونه‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد تکنیک «اظهارنظر شک‌اندیشانه» است؛ به طوری که فرد در پاسخ به اظهارنظر یک سیاستمدار سخن او را بدون هیچگونه اطلاعات و تحلیل منطقی تنها با شک و تردید سؤال‌وار تکرار می‌کند و دیگران را از باور به آن باز می‌دارد. این مانور جالبی است، چون شما به طرف صحبت چیزی نمی‌گویید، بلکه تنها با زیر سؤال بردن او مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهید. اما رفتار درست در مناظره این است که اگر نسبت به ادعایی شک و تردید وجود دارد، باید تحقیق شود و مشاهدات و آمار مورد بررسی قرار گیرد.

*در گفت‌وگوی سیاسی هدف چیست؟ آیا تنها جلب‌نظر مخاطب مدنظر است؟

البته یکی از اهداف گفت‌وگو و مناظره‌های سیاسی متقاعد کردن مخاطب است. اما نکته مهمی که عموما به فراموشی سپرده می‌شود «استدلال منطقی» است. اغلب، طرفین گفت‌وگو چون نظر خود را بر حق و درست می‌دانند، به استدلال‌های طرف مقابل گوش نمی‌کنند نسبت به دیدگاه و موضع خود تعصب دارند و می‌خواهند نظر خود را به بهترین نحو «توجیه» کنند.

اما فراموش نکنیم که هدف بلاغی گفت‌وگوهای سیاسی «توجیه منطقی» است. ما قصد داریم به یکدیگر کمک کنیم تا به شکلی منطقی و به نحو احسن بتوانیم زندگی خود را مدیریت کنیم، پس نباید به این توجه کنیم که ظاهر گفت‌وگو به مزاج‌مان خوش می‌آید، یا خیر.

به هر حال ما انبوهی از اعتقاداتی را که نسبت به آنها توجیه شده‌ایم در طول زندگی خود اتخاذ می‌کنیم و با آنها وارد بحث و گفت‌وگو می‌شویم، استدلال می‌کنیم و از آن در زندگی خود نیز بهره می‌بریم.

*ما سیستم‌های اعتقادی مختلفی داریم. به نظر شما گفت‌وگوی سیاسی چگونه می‌تواند با این چالش روبرو شود؟

گفت‌وگوهای سیاسی همیشه به ارائه راه‌حل ختم نمی‌شود. در گفتمان دموکراتیک اختلاف‌نظر نیز وجود دارد و متعاقبا مسائل زیادی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، در گفت‌وگوی سیاسی نباید لزوما بر قوانین دولت تمرکز شود. بهتر است مسائل عمیق‌تری نیز بیان شود؛ برای مثال، ارزش‌های مختلف چگونه در نظر گرفته شده‌اند؟ برنامه‌های مورد نظر چه ارزش‌هایی دارند؟ ارزش‌ها با هم چگونه مقایسه شده‌اند؟

به نظرم بسیار ساده‌لوحانه است که تصور کنیم شهروندان جامعه می‌توانند مسائل عمیق فلسفی ـ سیاسی را میان خود حل کنند. فیلسوفان و اندیشمندان جامعه هیچگاه جایگاه خود را متزلزل نمی‌بینند، چرا که مسائل را از دریچه دیگری می‌نگرند.

نکته بسیار مهم این است که باید بدانیم اگر ما سیستم ارزشی درستی داشته باشیم، دیدگاه سیاسی‌مان نیز جهت مناسبی خواهد گرفت. امکان ندارد کسی ادعا کند که دیدگاه سیاسی توجیه‌پذیر و محکمی دارد، اما مفهوم صحیحی از ارزش‌های بنیادین در ذهن خود نداشته باشد.

*برای روشن‌تر شدن بحث مثالی در این رابطه می‌زنید؟

به عنوان مثال ممکن است مردم انتقاداتی به وظایف دولت داشته باشند و خواهان عملکرد بهتری از سیاستمداران در رابطه با یک یا چند موضوع خاص باشند. اما باید بدانیم که سیستم‌های ارزشی هر دیدگاه سیاسی غیرقابل تغییر و غیرقابل قیاس است. استراتژی نتیجه‌بخش این است که این ارزش‌ها را بشناسیم و خواست‌هایمان را در آن پارادیم مطرح کنیم.

*طبق مطالعات روانشناسی، نظر دیوید هیوم درست بوده؛ محرکه اصلی ما عقل نیست، بلکه احساسات ما است. عقل به نوعی ابزار توجیه احساسات ما است. حال سؤال من این است که در گفتمان سیاسی برای ارتقای عقل و منطق خود باید چه کار کنیم؟

به نظرم، هر دیدگاهی که «عقل» و «احساس» را از یکدیگر جدا کند، از منظر فلسفی قابل طرد است. از منظر پدیدارشناسی، احساسات ما می‌تواند به عقل‌مان واکنش نشان دهد. گاهی، به این نتیجه می‌رسیم که عصبانیت‌مان کار درستی نبوده است، زیرا حقایق جدیدی را نسبت به موضوع کشف می‌کنیم که ما را عصبانی، ناراحت یا پشیمان می‌کند. پس، این قضاوت کمی عجولانه است که تصور کنیم عقل و احساس هر کدام برده دیگری است. تحقیقات زیادی نشان داده زمانی که فکر می‌کنیم در حال استفاده از عقل و منطق خود هستیم، در حقیقت توجه خود را از تعصبات، اعتقادات دگماتیک و غیره، دور کرده‌ایم.

*یک یا دو روش برای ارتقای کیفیت گفت‌وگوی سیاسی معرفی می‌کنید؟

اصولا، افراد سعی دارند مفهوم ذهنی خود را از گفته‌های طرف مقابل برداشت کنند، نه آنچه که حقیقتا به زبان می‌آید. آنان می‌خواهند مفاهیم را از افرادی دریافت کنند که با آنان بیشترین موافقت را دارند. برای مثال، تصور کنید فردی بخواهد افکار دموکرات‌ها و لیبرال‌ها را در مقایسه با محافظه‌کاران بداند. برای این منظور باید یک قدم فراتر برود و مفاهیم ذهنی طرف مقابل را از زبان خودش بشنود.

به نظرم بسیاری از گفت‌وگو‌های سیاسی به انحراف کشیده می‌شوند، زیرا سیاستمداران سعی می‌کنند تنها در مقابل دوربین‌ها خوب به نظر برسند. ما تمایلی نداریم با کسانی که هم‌نظر نیستیم به مذاکره بپردازیم. به نظر من، مشکل بنیادی همینجا است.

*و البته اینترنت هم مشکل را چند برابر می‌کند...

بله، اگر سری به وب‌سایت‌های سیاسی بزنید و نظرات افراد مختلف را بخوانید، می‌بینید که جای «استدلال» و «تعقل» خالی است. یکی از عواملی که به اینگونه بحث‌ها در فضای مجازی دامن می‌زند، ناشناس بودن افراد است.

همچنانکه دنیای اجتماعی ما بیش از پیش بر اساس تعامل و گفت‌وگو پیش می‌رود، و از طرفی، مخاطبان بی‌شماری در فضای وسیع مجازی می‌توانند سریعا به بحث ‌و نظر باهم بپردازند، به همین نسبت، برهان و استدلال نیز به انزوا کشیده شده است. اینترنت این فضا را ایجاد کرده که هرچه دیدگاه‌های سیاسی بیشتری دریافت کنید، بیشتر می‌توانید آن را دستخوش تغییر کنید و در گفت‌وگوهای سیاسی نیز پاسخ هوشمندانه‌ای دریافت نمی‌کنید.

*منبع:  Philosophy Bites

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.