ion

مراقبت از نهال سبز امید با نشان هلال سرخ

روایت دانشجوی فداکار هلال احمر از تصاویر ماندگار امدادرسانی

زندگی /
شناسه خبر: 312565

رامین اسدبگی دانشجوی رشته مهندسی رایانه دانشگاه تویسرکان یکی از امدادگران داوطلب فداکار است که از 5 سال قبل به‌عنوان امدادگر داوطلب در پایگاه امداد و نجات خیرآباد تویسرکان فعالیت می‌کند و تا به امروز در 20 حادثه جاده‌ای و آتش‌سوزی‌های کوهستان و نجات کسانی که در چاه سقوط کرده بودند جانفشانی کرده است. او در کنار دیگر امدادگران در زلزله سرپل ذهاب بسیاری از کسانی را که زیر آوار گرفتار شده بودند از مرگ نجات داد.

ایران آنلاین /یک حادثه باعث شد تا رامین وارد عرصه امداد و نجات شود. حادثه‌ای که برای برادرش اتفاق افتاد و او توانست با آموزش‌هایی که قبلاً دیده بود او را نجات دهد. بعد از این اتفاق انگیزه‌اش برای ادامه فراگیری این آموزش‌ها بیشتر شد و امروز به‌عنوان یک مربی برای داوطلبان از اهمیت آموزش‌های امداد و نجات می‌گوید. «از همان دوران مدرسه علاقه زیادی داشتم تا کمک‌های اولیه را یاد بگیرم. یک‌بار در کلاس‌های آموزش کمک اولیه شرکت کردم و تصور نمی‌کردم چند روز بعد این آموزش‌ها بتواند به من کمک کند. با برادرم شوخی می‌کردم که ضربه‌ای به کمر او برخورد کرد و باعث شد تا نفس او بند بیاید. برادرم روی زمین افتاد و من با آموزش‌هایی که قبلاً دیده بودم توانستم تنفس او را به حالت عادی بازگردانم. نجات جان برادرم انگیزه‌ای شد تا فراگرفتن آموزش‌های تکمیلی امداد و نجات را با جدیت ادامه بدهم.

با گذراندن دوره‌های مختلف احساس می‌کردم فرد مفیدی هستم که می‌توانم با استفاده از این تجربیات جان انسانی را نجات بدهم. انسان‌هایی که در لحظه گرفتار شدن در خطر مرگ تنها چشم امیدشان به دستان امدادگران است و رضایت آنها بعد از اینکه نجات پیدا می‌کنند و به ما لبخند می‌زنند برای من ارزش بسیاری دارد. در این 5 سال با دوره‌های مختلفی که پشت سرگذاشتم به‌عنوان مربی امداد و نجات امدادگران داوطلب مشغول فعالیت هستم و سعی می‌کنم تا با آموزش امداد و نجات گامی در بالا بردن سطح آگاهی مردم بردارم. در کنار امدادرسانی در دانشگاه مشغول تدریس در رشته مهندسی رایانه هستم اما اولویت اصلی من امداد و نجات است و هر زمان که نیاز باشد در محل حادثه حاضر می‌شوم.»
 تصاویر ماندگار
فعالیت در امداد و نجات هلال‌احمر همیشه با حوادث تلخ و شیرین و تصاویری که به یادگار می‌ماند همراه است. تصاویری که در آن اشک‌ها و لبخندها در کنارهم معنا پیدا می‌کنند. مادری که در آستانه مرگ دوباره به زندگی لبخند زد یا مرد جوانی که زنده از زیر چندین تن آهن خارج شد و بانویی که پس از سقوط به داخل چاه زنده از آن بیرون کشیده شد تنها گوشه‌ای از تصاویر ماندگاری است که بسیاری از امدادگران هلال احمر آن را با همه وجود لمس کرده‌اند. رامین اسدبگی از این لحظات و تجربه‌های تلخ و شیرین که در این سال‌ها داشته است اینگونه می‌گوید: «کار امدادرسانی با خاطرات زیادی همراه است. خاطراتی که گاهی با لبخند از آن یاد می‌کنیم و گاه با حسرت. یکی از آنها مربوط به نجات مادری بود که به‌دلیل بالا رفتن فشار خون در آستانه مرگ قرار داشت. یکی از روزها وقتی در پایگاه امداد و نجات خیرآباد بودم پسر نوجوانی درحالی که وحشت زده بود از ما خواست تا به او دارویی بدهیم تا مادرش را درمان کند. از آنجایی که نباید دارو بدون تجویز پزشک بدهیم همراه با یکی از امدادگران به خانه آنها رفتیم.
مادر 70 ساله این پسر بی‌حال روی زمین افتاده بود. صورتش برافروخته بود و همه اینها نشان می‌داد فشار‌خون بالا است. بلافاصله دستگاه فشار‌سنج را روی بازوی او قرار دادیم. فشار این زن 28 بود. این عدد یعنی سکته قلبی. همان لحظه این زن از حال رفت. بلافاصله با وسایل درمانی که همراه داشتیم به او اکسیژن رساندیم و سریع او را به بیمارستان منتقل کردیم. خوشبختانه این زن از خطر مرگ نجات پیدا کرد و لبخند او را در حالی که با دست‌هایش برای ما دعا می‌کرد فراموش نمی‌کنم. نمی‌دانم اگر ما همراه این پسر نمی‌رفتیم و تنها به دادن قرص بسنده می‌کردیم آینده این مادر چه می‌شد. در آن لحظه حسی بهم می‌گفت برو ببین چه خبراست که خداروشکر رفتیم و از سکته این مادر جلوگیری کردیم.

---

تصویر ماندگار دیگری که فراموش نمی‌کنم نجات یک راننده تریلی از زیر هزاران کیلوگرم آهن بود. در پایگاه امداد و نجات بودیم که به ما اطلاع دادند یک دستگاه تریلی در جاده چپ کرده است. همراه با یکی از همکاران به محل حادثه رفتیم. یکی از سرنشینان تریلی در لحظه واژگونی از داخل خودرو به بیرون پرتاب شده بود و راننده داخل کابین ماشین گرفتار شده بود. دست راست او زیر ستون آهنی ماشین گیر کرده بود. فشار زیادی روی دست او بود و هر لحظه امکان قطع شدن دست وجود داشت. با معاینه‌ای که انجام دادم متوجه شدم خوشبختانه خون در دست این مرد جریان دارد و اگر هر چه زودتر آن را از زیر ستون ماشین رها می‌کردیم خطر قطع شدن دست رفع می‌شد. با کمک گرفتن از جک اتاقک کامیون را بالا بردیم و توانستیم این راننده را از زیر آن خارج و به بیمارستان منتقل کنیم. در یکی از تصادف‌های رانندگی نیز قبل از اینکه خودرو طعمه حریق شود توانستیم جان یک زن و مرد که داخل خودرو به دام افتاده بودند را نجات دهیم. این تصادف در فاصله 500 متری پایگاه امداد و نجات رخ داد و ما بلافاصله به کمک مجروحان رفتیم. داخل خودرو پیکان یک زن و مرد گیر افتاده بودند و امکان خارج کردن آنها از ماشین وجود نداشت. در همان لحظات موتور خودرو طعمه حریق شد و تنها کاری که می‌توانستیم انجام دهیم خاموش کردن آتش بود. با سختی زیاد کپسول اطفای حریق را در حالی که باد شدیدی هم می‌وزید به داخل موتور ماشین گرفتم و حریق را خاموش کردم. البته مقدار زیادی از پودر اطفای حریق روی سر و صورتم ریخته بود و شبیه آدم برفی شده بودم. اما تلخ‌ترین تصویری که هیچگاه فراموش نمی‌کنم مربوط به تصادفی است که به خاطر ناآگاهی مردم خودروی حادثه دیده آتش گرفت و یکی از سرنشینان آن در آتش سوخت. همراه با یک گروه از امدادگران به مسابقات رفاقت مهر هلال احمر اعزام شده بودیم که در 20 کیلومتری پرند متوجه واژگونی یک دستگاه خودروی ال 90 شدیم. بلافاصله از ماشین پیاده شدیم تا کمک کنیم. یک نفر از سرنشینان ماشین به بیرون پرتاب شده بود و یک خانم نیز زیر خودرو گیر کرده بود و نفر سوم داخل خودرو قرار داشت.
 مردم و راننده‌های عبوری با تکان دادن ماشین تلاش می‌کردند تا آنها را نجات بدهند درحالی که بنزین خودرو نشت کرده بود. درحالی که می‌دویدم با فریاد از مردم خواستم تا خودرو را تکان ندهند اما فایده‌ای نداشت و خودرو آتش گرفت. با هر سختی که بود زن مجروح را از زیر ماشین بیرون کشیدیم و لحظه‌ای که تلاش می‌کردم با کپسول آتش را خاموش و سرنشین داخل آن را نجات بدهم خودرو منفجر شد. همه کسانی که آنجا بودند تصور کردند من کشته شده‌ام اما خوشبختانه آسیب ندیدم. از اینکه نتوانستیم سرنشین داخل ماشین را نجات بدهیم خیلی ناراحت شدیم.»

---

کمبود آموزش‌های لازم به مردم در زمینه امداد و نجات یکی از دغدغه‌هایی است که اسدبگی با اشاره به آن تأکید می‌کند. اگر این آموزش‌ها همگانی شود و همه مردم آموزش‌های اولیه امداد‌رسانی و نحوه مواجهه با فرد مصدوم را فرا بگیرند می‌توانند در زمان بروز حادثه مؤثر باشند.
وی می‌گوید: وظیفه نهادهای دولتی است که فرصت فرا گرفتن این آموزش‌ها را فراهم کنند. در سرپل ذهاب متأسفانه آموزش‌های لازم به مردم درباره نحوه برپا کردن چادر داده نشده بود و آنها این چادرها را در جهت باد نصب کرده بودند و پس از وزش باد شدید ناچار می‌شدند سنگ روی چادرها قرار بدهند درحالی که اگر با زاویه 45 درجه نسبت به وزش باد نصب شده بودند باد هیچ آسیبی به چادرها وارد نمی‌کرد. در زمان وقوع زلزله نیز وحشت و عدم رعایت نکات ایمنی باعث مجروح شدن بسیاری از مردم شده بود. درحالی که در زمان وقوع زلزله باید با خیز برداشتن در یک مکان امن پناه گرفت و تا پایان زمین‌لرزه صبر کرد و پس از آن از ساختمان خارج شد.

مراقبت از نهال سبز امید با نشان هلال سرخ  روایت دانشجوی فداکار هلال احمر از تصاویر ماندگار امدادرسانی
مراقبت از نهال سبز امید با نشان هلال سرخ  روایت دانشجوی فداکار هلال احمر از تصاویر ماندگار امدادرسانی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.