ion

چه کسانی مستعد تحریف تاریخ هستند؟

اندیشه /
شناسه خبر: 312187

معمولا کتاب‌های تاریخ را اصحاب قدرت می‌نویسند که دو دسته‌اند؛ صاحبان «قدرت سیاسی» و اصحاب «قدرت اقتصادی». که در برخی کشورها این دو دهم ادغام شده‌اند که معمولا دیدگاه آنان از تاریخ در کتاب‌های رسمی تاریخ سیطره دارد. نکته اینجا است که سیاستمداران و کسانی که از رفاه مادی خوبی برخوردارند، غالبا نگاه محدود و بسته‌ای دارند و مسائل مردم واقعی را نمی‌دانند. بنابراین در جایگاه ارزیابی که سهل است، در جایگاه گزارش تاریخ نیز نیستند.

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

«تاریخ مردم» به عنوان زیرمجموعه «پژوهش تاریخ» چگونه پژوهشی است؟ و وجه ممیز آن بر دیگر اشکال تاریخ‌نگاری چیست؟

معمولا کتاب‌های تاریخ را اصحاب قدرت می‌نویسند که دو دسته‌اند؛ صاحبان «قدرت سیاسی» و اصحاب «قدرت اقتصادی». که در برخی کشورها این دو دهم ادغام شده‌اند که معمولا دیدگاه آنان از تاریخ در کتاب‌های رسمی تاریخ سیطره دارد. نکته اینجا است که سیاستمداران و کسانی که از رفاه مادی خوبی برخوردارند، غالبا نگاه محدود و بسته‌ای دارند و مسائل مردم واقعی را نمی‌دانند. بنابراین در جایگاه ارزیابی که سهل است، در جایگاه گزارش تاریخ نیز نیستند.

محدودیت نگاه‌های مذکور در نقد ادبی توجیه‌پذیر است. در روایت‌شناسی چنین استدلال می‌کنیم که اصولا روایتگری عینی ناممکن است و هر کسی که مدعی است تاریخ را عینا گزارش می‌کند، در واقع آن را از چشم خود یا به تعبیر نقد ادبی از «منظر روایی» یا زاویه دید خود و با در نظر گرفتن علایق، منافع و محدودیت‌های خود روایت می‌کند. بنابراین هر تاریخی لزوما محدود و ناکافی است.

تعریض پژوهشگران «تاریخ مردم» به تاریخ‌های معمولی این است که کسانی که قدرت اقتصادی و سیاسی را در جوامع بشری در کنترل دارند، معمولا اقلیت را تشکیل می‌دهند در حالی که وقتی تاریخ از منظر اقشار میانی یا محرومان و ستمدیدگان روایت می‌شود، با توجه به اینکه این اقشار اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند، روایت‌شان از تاریخ قابل اعتناتر و بیشتر در خور بررسی است.

رهبران سیاسی و کسانی که اقتصاد را برای منافع خود تنظیم می‌کنند، بیشتر مستعد تحریف تاریخ‌اند و بیشتر یکجانبه‌نگرند تا کسانی که هیچ سهمی از قدرت سیاسی ندارند و خود از محرومان اجتماعی هستند.

ممکن است گفته شود که این یک روش در تاریخ‌پژوهی است؛ اما چه ربطی به مطالعات ادبی از منظر نقادانه دارد؟ ربطش این است که «تاریخ مردم» یا «تاریخ مردمی» نوعی روایت است که طی آن راویانی متکثر تلاش می‌کنند تا رویدادهای تاریخی را در قالب روایت بازگو کنند. روایت‌شناسی بخش مهمی از نظریه‌های نقد ادبی دو، سه دهه اخیر است و حوزه بسیار پیشرونده و پر طرفداری در مطالعات ادبی است. بنابراین به طور طبیعی ما در نقد ادبی به تاریخ مردم نظر داریم. این توضیح لازم است که وقتی صحبت از نقد ادبی می‌کنیم، صرفا متون ادبی و متون مکتوب را در نظر نداریم، بلکه روایت‌های مردمی از برهه‌های حساس تاریخ، موضوع کار منتقد ادبی است که شیوه‌هایی مانند تاریخ‌گرایی نوین را در کار خود به کار می‌برد.

بنابراین گرچه ما با رمان‌ها هم قطعا سروکار داریم، اما «تاریخ مردمی» برای ما شکلی از رمان و روایت است و ابزارهایی که در روایت‌شناسی برای تحلیل متن به کار می‌بریم، کاملا قابل اعمال کردن به متن‌های تاریخ‌پژوهان مردمی است.

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.