ion

آیا با اعتراض کاری پیش می رود؟

اندیشه /
شناسه خبر: 311889

از ابتدای قرن بیست‌ویکم، به یمن شبکه جهانی اینترنت و انفجار وسایل ارتباطی، شاهد بزرگترین تجمع‌های اعتراضی تاریخ بوده‌ایم. اما آیا واقعاً با اعتراض کاری پیش می‌رود؟

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

نیتن هلر روزنامه نگار و جز تیم نویسندگان سایت نیویورکر، ۲۱ اوت ۲۰۱۷ یادداشتی را با عنوان «?Is There Any Point to Protesting» در وب‌سایت نیویورکر کرده است سارا زمانی نیز این یادداشت را به فارسی برگردانده و در سایت ترجمان منتشر کرده است که در ادامه گزارشی از این یادداشت ارائه می شود.  

***

به زعم هلر، قرن‌ها است که میان راست‌ها و همین‌طور چپ‌ها این اعتقاد وجود داشته که هر زمان نارضایتی مدنی به اوج خود رسد، من و شما و هرکه می‌شناسیم می‌توانیم به خیابان‌ها بیاییم و خواستار تغییر اوضاع شویم. متمم اول قانون اساسی۴ از «حق مردم برای برپایی اجتماعات آرام و دادخواهی از حکومت برای جبران خسارات» محافظت کرده و چنین تلاش‌هایی را ارج می‌نهد. بااین‌همه، سؤال همچنان باقی‌ است: آیا این اعتراض‌ها اخیراً دستاوردی برای ما در بر داشته؟ تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی سامان‌دهی اعتراضات را آسان‌تر کرده و فعالان مدنی امروزه بیشتر درباره بزرگی و دامنه اعتراضات صحبت می‌کنند تا درباره نتایج ماندگار آن‌ها. آیا اعتراض استفاده صحیح و مؤثری از هوشیاری سیاسی ماست؟ یا صرفاً نمایشی اجتماعی است که در آن شرکت می‌جوییم تا احساس فضیلت، درستکاری و مفیدبودن داشته باشیم؟

هلر برای پاسخ به این پرسش به کتاب «اختراع آینده: پساسرمایه‌داری و جهانی بدون کار»(انتشارات ورسو) که در ۲۰۱۵ منتشرشد، اشاره می کند و معتقد است که نویسندگان کتاب، نیک سِرنیسک و الکس ویلیامز، قدرت راهپیمایی‌ها، اعتراضات مدنی، و دیگر کنش‌هایی را که به‌طور کلی «سیاست مردمی» می‌نامند زیر سؤال برده‌اند. آن دو می‌گویند این‌گونه روش‌ها بیش از آنکه راهکار باشند عادت‌اند. اعتراض بیش‌ازاندازه مقطعی و زودگذر است. همچنین، ماهیتِ ساختاریِ مشکلات جهان مدرن را در نظر نمی‌گیرد. به گفتۀ آن دو «دستورکار سیاست مردمی تقلیل پیچیدگی‌ها به مقیاسی انسانی است». چنین نگرشی ایده اصالت و اعتبار را ترویج می‌کند، یعنی استدلالی مبتنی بر روایت‌های فردی (عادتی که بین ژورنالیست‌ها نیز رایج است)، و به‌طور کلی ناتوان از تفکر نظام‌مند در باب تغییر است. در ظاهر، جنبشی مانند اشغال وال‌استریت زمانی در هم شکست که پلیس ضد شورش معترضان را از اماکنی که اشغال کرده بودند بیرون راند. ولی، به عقیده نویسندگان کتاب، درواقع این رویه جنبش بود که از همان ابتدا موجبات شکست آن را فراهم آورد. رویه‌ای که طی آن ابراز احساساتِ برحق معترضان بر سازوکارهای تغییرِ واقعی اولویت می‌یافت.

سرنیسک و ویلیامز می‌نویسند: «این موضوع، بیش از هر چیز، سیاستی است که به سرگرمی بدل شده نه آنچه قادر به تحول جامعه باشد. اگر اعتراضات اخیر را تمرینی برای آگاهی عمومی بدانیم، موفقیتشان در بهترین حالت مخدوش بوده است. پیامِ آن‌ها را رسانه‌های جمعی، که نه هوادار جنبش بلکه شیفته تصاویر تخریب اموال عمومی‌اند، دستکاری کرده‌اند».

به باور نویسندگان کتاب «اختراع آینده: پساسرمایه‌داری و جهانی بدون کار» برخلاف شعار معروف قدیمی«مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!»، اتفاقا ، مردم متحد هم شکست می‌خورند. در نظر آن دو، اعتراض برای ابرازِ ثبات قدم خوب است. اما تغییر کارِ پراگماتیک و به‌روز می‌طلبد.

هلر در پایاین با طرح این پرسش که آیا می‌توان بار دیگر اعتراض را به روزهای اوجش بازگرداند؟ یا مردم به‌سادگی فقط مشت‌های خود را در هوا تکان خواهند داد؟ می نویسد:« از ویژگی‌های عجیب و قابل تأملِ فرهنگ آمریکایی در نیم ‌قرن اخیر این بوده که ایدئال‌های محیط کار و روندهای اعتراضی در این کشور آینۀ تمام‌نمای یکدیگر بوده‌اند. از همان زمان که جهان کسب‌وکار کوشید با ترویج کار انعطاف‌پذیر و غیرحضوری، و با مسطح‌سازی سلسله‌مراتب سازمانی (حتی بعضاً با حذف مدیران) از قید محدودیت‌های سازمانی گذشته رها شود، معترضان نیز کوشیدند به‌واسطۀ سازمان‌دهی مستقیم، آنی و از راه دور، و حرکت به‌سوی جنبش‌های بی‌رهبر یا جنبش‌های «افقی» از کنش‌های نالان گذشته فاصله گیرند. البته این چیزی است که معمولاً در عمل بسیار دشوارتر است تا در نظر؛ چه‌بسا دشوارترین جنبه کارِ فاقد رهبر این است که اساساً کاری انجام بگیرد.».

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.