ion

یک گروه در آمریکا تصمیم دارند هر سال لبخند را به چهره یکی از مردمان خوب کشورشان هدیه کنند

انعام هزار دلاری و لبخندی به وسعت دنیا

زندگی /
شناسه خبر: 308777

مایکل الکساندر، پاکتی حاوی هزار دلار را روی میز پیشخدمتی در رستوران تئو و استیسی در میشیگان می‌گذارد. پیشخدمت، خانم مری لایولی، آن قدر شوکه می‌شود که نمی‌تواند نفس بکشد. این بیشترین انعامی است که او در طول دوران کاری‌اش دریافت کرده است. اما الکساندر اعتقاد دارد که شانس با او یار بوده است. او به خبرنگار سی بی‌اس می‌گوید: «ما واقعاً خوش شانس بودیم که توانستیم شخص مناسبی را که لایق دریافت این انعام باشد پیدا کنیم.

ایران آنلاین /ایده پرداخت انعام هزار دلاری به یکی از پیشخدمت‌های رستوران‌های شهر را یکی از دوستان مایکل مطرح کرد که کسب و کار موفقی در کالیفرنیا دارد.

الکساندر در ادامه می‌گوید: «ما درباره کار خیر با هم صحبت می‌کردیم که او ایده اولیه را مطرح کرد. او گفت 9نفر از دوستانت را جمع کن تا گروهی 10 نفری بشوید. بعد، هر سال نفری صد دلار برای این کار هزینه کنید تا لبخندی بر لبان یکی از مردم خوب کشور بنشانید. شاید پرداخت صد دلار برای ما چیزی نباشد، اما هزار دلار می‌تواند زندگی آدمی نیازمند را از این‌رو به آن رو کند. از ایده‌اش خوشم آمد و سریع قول دادم که این کار را خواهم کرد.»
او با 9 نفر از دوستانش که می‌دانست از چنین ایده‌ای استقبال می‌کنند تماس گرفت و همه آنها پیشنهاد او را پذیرفتند. برای سال اول، آنها رستوران تئو و استیسی را انتخاب کردند و این رستوران به کارهای عام‌المنفعه شهره است. صاحبان این رستوران روح خیرخواهانه‌ای داشتند و به نظر می‌رسید انتخاب آنها عالی باشد.
«صاحبان این رستوران آدم‌های خودساخته‌ای هستند و هر سال در روز عید شکرگزاری و عید کریسمس به بی‌خانمان‌ها کمک می‌کنند و برایشان غذای گرم می‌برند. آنها در تعطیلات سال نو داوطلب می‌شوند تا به صدها فرد گرسنه و نیازمند کمک کنند. چرا ما نباید از کار آنها تشکر کنیم؟»
این گروه 10 نفره وارد این رستوران شدند و پس از سرو غذا از میزبان می‌خواهند تا بهترین پیشخدمت رستورانش را به آنها معرفی کند.
او جواب می‌دهد: «این زن را همه دوست دارند. این زن بیش از 30سال است که با عشق کار می‌کند و پیشخدمت فوق‌العاده‌ای هم هست.»
با دیدن خانم لایولی، آنها می‌فهمند که حق با صاحب رستوران است. «او منتظر ما بود. به محض دیدنش فهمیدیم که انتخاب درستی است. شما می‌توانستید مهربانی را در چهره او ببینید. بعضی از بچه‌های گروه او و پدر و مادرش را هم می‌شناختند. انتخابی از این بهتر وجود نداشت.»
وقتی آنها پول غذایشان را پرداخت کردند، پاکتی را به خانم لایولی دادند و گفتند این برای اوست. «به او گفتم که این انعام گروه ما برای تواست و می‌توانی آن را همین حالا باز کنی. وقتی آن را باز کرد فقط گفت: «اوه، خدای من، خدای من.» و بعد گفت که نمی‌تواند نفس بکشد. خیلی هیجان زده شده بود و همین باعث خوشحالی ما بود. دیدن خوشحالی یکی از آدم‌های خوب شهرمان.» او مجبور شد از آن جو سنگین فاصله بگیرد تا بتواند دوباره خودش را پیدا کند و از هدیه‌اش لذت ببرد.
لایولی هم شبیه بیشتر آدم‌ها در زندگی با مشکلات کوچک و بزرگی دست و پنجه نرم می‌کند. او به خبرنگار سی بی‌اس می‌گوید: «امسال مشکلات مالی زیادی داشتم. با این هدیه ناگهانی می‌توانم کمی از مشکلاتم کم کنم. می‌توانم قسط ماشینم را بدهم و چند هدیه برای اعضای خانواده‌ام بخرم و آنها را خوشحال کنم. من مردم را دوست دارم. از سرو کردن غذا برایشان لذت می‌برم. این کاری است که بلدم و همه عمرم انجام داده‌ام.»
الکساندر تصمیم دارد تا این کار را هر سال تکرار کند و با تبلیغ آن آدم‌های دیگر را به انجام چنین کارهایی تشویق کند. «در پروازی به ویلمینگتون بودم که درباره این کار با جوانی حرف زدم. او آن قدر هیجان زده شد که بلافاصله گفت حتماً خودش چنین کاری را کرده و برایش تبلیغ می‌کند. بیایید این کار را در سراسر کشور انجام بدهیم.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.