ion

کادوی هیجان انگیز 90 سالگی

زندگی /
شناسه خبر: 306834

وقتی کاترین و دخترش از کنار خانه قدیمی‌شان می‌گذشتند، او رو به دخترش کرد و گفت: «کاش می‌توانستم خانه‌ام را داشته باشم.» آن لحظه روحش هم خبر نداشت که در سالروز تولد 90 سالگی‌اش، به آرزویش برسد. تمام چیزی که کاترین جونز 90 ساله از این دنیا می‌خواست، خانه دوران کودکی‌اش بود.

ایران آنلاین /کاترین و دخترش معمولاً زیاد از جلوی خانه قدیمی‌شان عبور می‌کردند و هر بار او می‌گفت: «کاش می‌توانستم خانه‌ام را داشته باشم.»

یک روز، وقتی امیلی از جلوی مغازه صنایع دستی عبور می‌کرد با چیزی شگفت انگیز رو به رو شد: «یک خانه عروسکی»؛ ناگهان ایده جالبی به ذهنش رسید. او می‌توانست با ساختن خانه مینیاتوری دوران کودکی مادرش، او را خوشحال کند. او با ری مایزر که در ساخت چنین خانه‌هایی ماهر بود، تماس گرفت. آقای مایزر چند بار از خانه بازدید کرد و همه جا را با دقت دید و بررسی کرد. او اندازه اتاق‌ها را هم گرفت تا خانه مینیاتوری که می‌سازد کاملاً دقیق از آب در بیاید.
او سعی کرد خانه را تا حد ممکن با ظرافت و دقیق در بیاورد و مکان‌هایی را که یادآور روزهای خوب برای کاترین هستند برجسته نشان دهد. به طور مثال، کاترین از ایوان خانه بسیار خوشش می‌آمد و برایش یادآور عصرهای دل انگیز و خوردن چای و کیک و خندیدن در کنار اعضای خانواده بود. او سعی کرد دیوارها و اتاق‌ها را نیز مثل همان زمان رنگ کند. در نهایت نتیجه کار بسیار عالی و فوق‌العاده بود.
امیلی درباره فرایند این کار به خبرنگار ریدرز می‌گوید: «ری سؤال‌های زیادی از من درباره خانه پرسید. آخرین بار وقتی نوجوان بودم در آن خانه سکونت داشتم و چیز زیادی از آن در ذهنم باقی نمانده بود. برای همین، به دیدار مادرم رفتم و بحث درباره خانه را به طور غیرمستقیم با او آغاز کردم: اوه، مادر یادت می‌آید آن روزها در آن خانه... و این جوری اطلاعات کسب می‌کردم. او هم درباره رنگ دیوارها و وسایل خانه برایم می‌گفت. خیلی دوست دارد درباره آنجا حرف بزند. او جزئیات شگفت انگیزی را درباره آن خانه برایم گفت و من هم به مایزر منتقل کردم.»
روز تولد 90 سالگی کاترین، دخترش امیلی 40 نفر از دوستانش را دعوت کرده بود تا جشن تولد خاص مادربزرگش را برگزار کند. او در روز تولد به بهانه‌ای مادرش را با یکی از دوستان به گردش می‌فرستد تا وقتی به خانه برمی‌گردد با دیدن آدم‌ها و جشن تولد و کادوی فوق‌العاده‌اش شگفت زده شود.
کاترین درباره آن روز می‌گوید: «وقتی بعد از گردش وارد خانه شدیم، با یک عالم آدم رو به رو شدم که مشغول خواندن تولدت مبارک شدند. خیلی هیجان‌انگیز بود. وقتی هم که زمان کادو دادن رسید، امیلی و توماس خانه مینیاتوری کادوپیچ شده را آوردند. این هدیه محشر بود.»
کاترین در ادامه می‌گوید: «باورم نمی‌شد. واقعاً شوکه شده بودم. خانه زیبایم درست جلویم روی میز قرار داشت. در یک لحظه، هزاران خاطره از ذهنم عبور کرد. حالا خانه آنجا روی میز است و ما دورش میهمانی می‌گیریم، شام می‌خوریم، چای می‌خوریم و خاطره تعریف می‌کنیم. جالب است که حالا این میز به من آرامش می‌دهد. من می‌توانم چراغ‌های کوچک داخلش را خاموش و روشن کنم. این خیلی زیباست.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.