ion

چرا جنگ؟ چرا صدام؟

فرهنگی /
شناسه خبر: 262339

یکی از مهم‌ترین سؤالاتی که همواره ذهن تحلیلگران و وقایع نگاران تاریخ انقلاب اسلامی را درگیر خود می‌کند همانا علل وقوع جنگ و اجتناب‌پذیری یا اجتناب‌ناپذیری آن است.

ایران آنلاین /برای پاسخ به این پرسش بهتر است به زمینه‌هایی اشاره کرد که در شکل‌گیری تجاوز عراق به سرزمین‌مان نقش داشتند که به مواردی از جمله؛ پدیده انقلاب اسلامی در منطقه‌ حساس خاورمیانه،‌ وجود حزب بعث حاکم بر عراق، جابه‌جایی سطوح کلان مدیریتی و جایگزینی مدیران انقلابی اما ناآشنا به اصول دیپلماسی نوین، تضعیف ارتش، تسخیر  سفارت امریکا، سخنرانی‌های هیجانی و موضع گیری‌های ناشیانه برخی از مسئولان و بسیاری عوامل دیگر که در تحمیل جنگ بر ایران تأثیر‌گذار  بودند می‌توان نام برد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تأثیر مستقیم آن در منطقه که با تغییر موازنه قدرت به شکلی آشکارا منافع ابر قدرت‌ها را تحت تأثیر قرار داده بود خود به تنهایی می‌توانست زمینه‌ساز تقابل و جنگ شود. چنانکه «تیرمن» در کتاب «سوداگری مرگ» با صراحت می‌گوید: پس از سقوط شاه و پیدایش خلأ قدرت در منطقه، موج اسلام خواهی توانست منطقه را با تهدید جدی روبه‌رو کند. قدرت‌های جهانی با این جنگ موافق بودند، چون در راستای منافع آنها بود. این تقابل در آغاز با دخالت مستقیم و غیر مستقیم قدرت‌های برون منطقه‌ای و با حمایت از گروه‌های گوناگون اپوزیسیون انقلاب اسلامی و تشدید بحران‌های قومیتی و جدایی طلبی نمود یافت که نتوانست به اهداف خود دست یابد.

حاکمیت حزب سیاسی بعث در همسایگی ایران  دولتی مبتنی بر دیکتاتوری و فاشیسم را بر عراق حاکم کرده بود؛  حزب بعث که خود را نماینده همه کشورهای عربی می‌پنداشت با لغو قرارداد 1975در پی پر کردن خلأ قدرت منطقه‌ای بود.در این زمینه مذاکرات زنده‌یاد دکتر  ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه وقت ایران در هاوانا با صدام و مباحث اصلی این مذاکرات با طرح موضوعاتی از سوی صدام همچون ادعای حاکمیت اعراب بر جزایر سه گانه خلیج فارس و مسائل مناطق کردنشین و استان خوزستان بیانگر خوی تجاوزگری و بسترسازی بعثیون برای هجوم به مرزهای ایران است. در دیداری که میان صدام و دکتر یزدی انجام شد صحبت‌ها خیلی سازنده و ایجابی و مهم بودند. دیدار در حالی به پایان رسید که دو طرف توافق کردند که گفت‌و‌گوها را در سطوح عالی دنبال کنند.

صلاح عمر علی یکی از دیپلمات‌های برجسته عراقی در این رابطه می‌گوید: برای بدرقه وزیر امور خارجه ایران از محل خارج شدم وقتی به مقر صدام بازگشتم، فضای ایجابی دیدار مرا ترغیب کرد که بخواهم او (صدام حسین) را قانع کنم که مشکلات باید از طریق ابزارهای مسالمت‌آمیز حل و فصل شوند برای اینکه من مخاطرات آغاز جنگ بین عراق و ایران را که بارها از کنترل خارج شده بود، درک می‌کردم{.....} وقتی که حرفم تمام شد، صدام شروع به صحبت کرد و گفت: «صلاح متوجه باش. این فرصت هر صد سال یک بار به وجود می‌آید. این فرصت امروز به وجود آمده است. سرهای ایرانی‌ها را می‌شکنیم و وجب به وجب خاکی که اشغال کرده‌اند را برمی‌گردانیم و شط العرب را بازمی‌گردانیم.»

وی(صدام) همچنین افزود: «این حرف، یعنی راه حل مسالمت‌آمیز و راه حل انسانی و حل مشکلات با ایران را نمی‌خواهم بار دیگر ابداً از زبانت بشنوم... حرفی که به تو می‌زنم را گوش کن. سرهای ایرانی‌ها را می‌شکنم و وجب به وجب از خاک خرمشهر تا شط العرب را بر‌می‌گردانم.»صدام در پی آن بود تا پیش از آنکه ایران بتواند موقعیت خود را بازیابد ازاین فرصت تاریخی استفاده کرده و بازیگری اصلی در منطقه را از آن خود سازد.یکی دیگر از عوامل ترغیب دشمن به اشغالگری، تضعیف ارتش بود که با فرار یا برکناری فرماندهان پس از کودتا بر دامنه آن افزوده می‌شد. هرچند امام خمینی(ره) با تیزبینی سیاسی خود همواره حمایت از ارتش و حفظ قدرت نظامی کشور را مطرح می‌کرد. اما بودند جریانات سیاسی و گروهکی که به نوعی در پی تضعیف ارتش و انحلال سازمان ارتش بودند. در ادامه نگرش‌های ضد ارتشی کودتای نوژه ضربه‌ای سخت بر برخی باورمندان به حفظ ارتش وارد کرد اما حمایت گسترده امام(ره) از ارتش توانست روحیه دفاع از میهن را به بدنه این سازمان باز گرداند.  جابه‌جایی سطوح کلان مدیریتی و جایگزینی مدیران انقلابی اما ناآشنا به اصول دیپلماسی نوین و غلبه شعارگرایی بر واقع‌گرایی همراه با سخنرانی‌های هیجانی و موضع گیری‌های ناشیانه برخی مسئولان در تریبون‌های مختلف فارغ از جایگاه ملی سخنران، در کنار سایر عوامل بر ترغیب دشمن به تجاوز و اشغالگری تأثیر‌گذار بود./ روزنامه ایران 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.